![]() |
![]() |
|
| پژوهشی در مورد مسیحیت |
|
با سلام به خدمت دوستان توجه شما را در اين پست به مطالب خيلي جالبي جلب مي كنم ابراهيم 75 ساله وقتي از حران حركت مي كرد زنش را و لوط را و مقداري كه مال داشت به همراه تعدادي خدمه با خود داشت ولي وقتي اينها بعد از مسافرت مصر كه زمانش اندك بود دو باره به كنعان وارد شدند زمين برايشان گنجايش نداشت. چند سوال در اينجا مطرح مي شود: 1- ابراهيم و همراهانش در اين مدت كم چگونه آنقدر زياد شدند كه زمين كنعان برايشان تنگ شد؟ 2- مال و ثروتشان را چگونه بدست آوردند كه در اين مدت كم آنقدر زياد شدند كه مشكل جا برايشان پيش آمد؟ 3- چرا مردم كنعان جلوي اين گروه زياد را نگرفتند زيرا اينها مالك زمينشان مي شدند و در منابع چراگاهيشان كه مورد نياز كنعانيان نيز بود شريك مي شدند؟ 4- لوط و ابراهيم آنقدر مال و افرادشان زياد شد كه در يك جا نتوانستند جمع شوند آيا زمين كنعان خالي از سكنه بود؟ اگر خالي از سكنه بود در اين صورت كلمه كنعانيان چه معنايي خواهد داشت؟ 5- چرا كلامي از كنعانيان در مورد برخوردشان با ابراهيم مطرح نشده است؟ سوالات زيادي با خواندن كتاب مقدس پيش مي آيد ولي اين مختصر جايگاهش نيست كه بيشتر از اين سوال طرح شود . پیدایش فصل 12 : 5 و ابرام زن خود سارای و برادرزادة خود لوط و همة اموال اندوختة خود را با اشخاصی كه در حران پیدا كرده بودند برداشته به عزیمت زمین كنعان بیرون شدند و به زمین كنعان داخل شدند. 6 و ابرام در زمین می گشت تا مكان شکیم تا بلوطستان موره. و در آنوقت كنعانیان در آن زمین بودند. پیدایش فصل 13/1 و ابرام با زن خود و تمام اموال خویش و لوط از مصر به جنوب آمدند. 2 و ابرام از مواشی و نقره و طلا بسیار دولتمند بود. 3 پس از جنوب طی منازل كرده به بیت ئیل آمد بدانجایی كه خیمه اش در ابتدا بود در میان بیت ئیل و عای 4 به مقام آن مذبحی كه اول بنا نهاده بود و در آنجا ابرام نام یَهُوَه را خواند. 5 و لوط را نیز كه همراه ابرام بود گله و رمه و خیمه ها بود. 6 و زمین گنجایش ایشان را نداشت كه در یكجا ساكن شوند زیرا كه اندوخته های ایشان بسیار بود و نتوانستند در یكجا سكونت كنند همه موارد اين كتاب(عهد عتيق) انسان را به اين نكته مي رساند كه چون هدف نويسندگان عهد عتيق اين بوده كه بني اسرائيل مطرح شود و زمين كنعان را تصاحب كنند لذا در اين نوشتار دقت نكرده اند كه جملات با هم تناقض نداشته باشند و نسبت به زمان هم دقت نكرده اند و سوتي هايي را د اده اند كه گذر زمان آنها را بيشتر نمايان خواهد كرد.
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه نهم اسفند 1385ساعت 23:5 توسط ماهان سپری |
|
|
با سلام به دوستان عزيز در اين پست توجه شما را به محاسبات بسيار ساده رياضي در كتاب مقدس جلب مي كنم ببينيد كه چگونه نويسندگان يا نويسنده اين بخش از پيدايش حواسش جمع نبوده و سن حضرت ابراهيم را درست محاسبه نكرده. تارح پدر ابراهيم در سن 70 سالگي ابراهيم را در اور كلده آورد. و در سن 205 سالگي در حران در گذشت در حالي كه ابراهيم هم در حران بوده است ابراهيم بعد از مرگ پدر در سن 75 سالگي حران را بطرف كنعان ترك مي كند. پيدايش فصل 11 24 و ناحور بیست و نه سال بزیست و تارح را آورد. 25 و ناحور بعد از آوردن تارح صد و نوزده سال زندگانی كرد و پسران و دختران آورد. 26 و تارح هفتاد سال بزیست و اَبرام و ناحور و هاران را آورد. 27 و این است پیدایش تارح كه تارح ابرام و ناحور و هاران را آورد و هاران لوط را آورد. ....31 پس تارح پسر خود ابرام و نوادة خود لوط پسر هاران و عروس خود سارای زوجة پسرش ابرام را برداشته با ایشان از اور كلدانیان بیرون شدند تا به ارض كنعان بروند و به حران رسیده در آنجا توقف نمودند. 32 و مدت زندگانی تارح دویست و پنج سال بود و تارح در حران مرد. پیدایش فصل 12 1 و یَهُوَه به ابرام گفت: “از ولایت خود و از مولد خویش و از خانة پدر خود بسوی زمینی كه به تو نشان دهم بیرون شو ...” 4 پس ابرام چنانكه یَهُوَه بدو فرموده بود روانه شد. و لوط همراه وی رفت. و ابرام هفتاد و پنج ساله بود همگامی كه از حرَان بیرون آمد. پدر ابراهيم ، تارح =70 سال سن - ابراهيم = 0 سن تارح 205 سالگي مرد و بعد از مرگ پدر ،ابراهيم 75 سال داشت يعني ابراهيم 135 سال با پدر بوده است و لي سنش 75 سال حساب شده است . پيدا كنيد پرتقال فروش را!!!!!! |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه هشتم اسفند 1385ساعت 1:5 توسط ماهان سپری |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
انجیل متی 27 : 45 و از ساعت ششم تا ساعت نهم تاریكی تمام زمین را فرو گرفت. 46 و نزدیك به ساعت نهم عیسی به آواز بلند صدا زده گفت: “ایلی ایلی لَماسبقتِنی.” یعنی الهی الهی مرا چرا ترك كردی.....
هدف این وبلاگ باز شناسی مسیحیت می باشد از تمام دوستانی که در این زمینه تخصص دارند دعوت می شود معلومات و تحقیقات خود را در اختیار این وبلاگ قرار دهند .اجر این کار با خداوندمان باشد.منتظر یاریتان هستم. اما خودم: ماهان هستم فعلا کارشناسی ارشد ادیان ابراهیمی را در یک دانشگاه غیر انتفاعی می خونم. به رشته ام هم خیلی علاقمند هستم درواقع رشته ام و مطالعاتم جزء جدا نشدنی زندگی من هستند. |
|
RSS
|