![]() |
![]() |
|
| پژوهشی در مورد مسیحیت |
|
سلام به همه دوستان مسيح انجيل و مسيح تورات توضيحي پيرامون مسيح: از كتاب مقدس چنين فهميده مي شود كه در دوران قضات و شاهان ، افراد برگزيده و آنها كه از جانب يهوه ماموريت مي يافتند به علامت تقديس روغن بر سر آنان ريخته و آنان را تدهين مي كرده اند . برخي از قضات اسرائيل كه توسط نبي هاي اوليه تدهين مي شده اند مسيح يهوه ناميده شده اند و نبي هاي اوليه به مسيح يهوه ملقب بوده اند حتي ابراهيم و اسحق و يعقوب نيز در كتاب مقدس مسيح يهوه ملقب گرديده اندو كاهنان تپه هاي مقدس و كاهنان اعظم را نيز تدهين شده يا مسيح نام برده اند . بطور كلي مسيح يهوه رهبر روحاني – اجتماعي جامعه به شمار مي رفت. تدهين شده در لغت عبري مشياخ است. مشخصات منجي (مسيح ) در كتاب مقدس: 1- نجات دهنده براي رهايي بني اسرائيل و جمع كردن آنان در سرزمين موعود و تجديد عظمت اورشليم است و حتي اگر به نجات مردم جهان اشاره شده بوسيله اسرائيليان و در سايه رستگاري آنان است. 2- پس از ظهور مسيح ، صلح و آرامش بر جهان حكم فرما خواهد گرديد.حكومت مسيح در بعضي موارد نيز با ظهور آخر الزمان و روز داوري و رستاخيز مردگان توام مي گردد . مسيح شاه جهان خواهد شد. 3- اين مسيح عبد يهوه و بنده اوست كه آرام نخواهد نشست تا عدالت را در جهان بر قرار سازد.او را خداوند در رحم مادر براي بندگي خود بر گزيده تا قوم او را به هدايت و جمع كند.در اشعيا نيز همين برداشت تكرار شده است. چون در انجيل حقانيت عيسي را متكي به همين آيات از عهد عتيق اعلام كرده اند،يهوديان بطلان اين ادعا را مسلم دانسته اندزيرا هيچ يك از سه نكته اصلي فوق در مورد عيسي صادق نبوده و مسيح انجيل منطبق بر مسيح تورات نيست.زيرا: 1- پس از عيسي نه تنها يهوديان نجات نيافتند و اورشليم به عظمت نرسيد بلكه بر عكس بر فلاكت و در به دري و محروميت قوم يهود بسيار افزوده شد. 2- صلح و آرامش بر جهان حكمفرما نشدو گرگ و گوسفند در كنار هم نيارميدند.از آخر الزمان نيز هيچ گونه خبري نبود. مسيح انجيل نه تنها شاه جهان نگرديد بلكه بر روي صليب جان داد. 3- مسيح انجيل پسر خدا و خود خدا بود ولي مسيح تورات بنده خدا و عبد او بود. آيا باز مي توان مسيح تورات را با مسيح انجيل انطباق داد؟؟؟ |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و نهم بهمن 1385ساعت 0:50 توسط ماهان سپری |
|
|
سلام به دوستان
در پست قبلی گفتیم که عیسی فقط برای بنی اسرائیل مامور بوده است و حواریون را از تبلیغ در مناطق غیر بنی اسرائیل منع کرد .سوال اینجا است که: پولوس به چه دلیلی گفته عیسی را نقض کرد؟ چرا پولوس بجای تبعیت از دیگر حواریون مثل شمعون پطرس به مخالفت با آنان برخاست؟ چه دلیلی برای حجیت گفته های پولوس وجود دارد؟ و سوالات بیشمار...
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و ششم بهمن 1385ساعت 1:43 توسط ماهان سپری |
|
|
بنام خداي مهربان هستي بخش متي فصل10: 5 این دوازده را عیسی فرستاده بدیشان وصیت كرده گفت: “از راه امتها مروید و در بلَدی از سامریان داخل مشوید 6 بلكه نزد گوسفندان گمشدة اسرائیل بروید. 7 و چون میروید موعظه كرده گویید كه ملكوت آسمان نزدیك است. با دقت در اين آيات نكات زير روشن مي شود كه به هيچ وجه نمي توان اين نكات را رد كرد زيرا اين نكات را به صراحت تمام خود كتاب مقدس از زبان عيسي مي گويد: 1- عيسي به حواريون گفت كه فقط در اراضي متعلق به بني اسرائيل تبليغ كنند 2- حواريون را از ورود به سرزمين سامريان كه از بني اسرائيل نبودند نهي كرد. 3- بني اسرائيل تشبيه به گوسفند شده اند. 4- كرامت انساني را كه مسيحيان بر سر مسلمين مي كوبند اين آيات و آيات مشابه (14 بار كلمه گوسفند در كتاب مقدس است كه بيشتر آنها در انسان بكار رفته شده) بخوبي نشان مي دهندو كل كتاب مقدس نشان مي دهد كه چه ديني انسان را فطرتا پاك و خليفه الهي مي داند و چه ديني انسان را از حين تولد گنهكار مي داند. 5- انسان گنهكار در دين مسيحيت ارزشش مثل حيوان است. 6- مسيح فقط براي بني اسرائيل آمده بود نه براي همه انسانها .زيرا از تبليغ حواريون در غير بني اسرائيل منع كرد. و به آنها اجازه چنين كاري را نداد. 7- آيا خود مسيح مژده است يا براي چيز ديگري مژده مي داد ؟به حواريون گفت كه : و چون میروید موعظه كرده گویید(مژده دهيد) كه ملكوت آسمان نزدیك است. 8- ملكوت آسمانها چيست كه مسيح به آن مژده مي دهد؟ اين چند نكته را حقير جهت اطلاع دوستان در اينجا ذكر مي كنم و به جهت كمبود فرصت نمي توانم آيات بيشتري را در اينجا تحليل كنم.اميدوارم دوستان من را به جهت كمي تحفه ببخشند. |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و ششم بهمن 1385ساعت 1:35 توسط ماهان سپری |
|
|
بنام خداي مهربان سلام به دوستان يررسي يك مثال كه براي توجيه تثليث بيان مي شود. مثال:موسي فرزند خانواده است او از يك حيث برادر عيسي است و از يك جهت فرزند پدر خانواده است و از يك جهت ديگر برادرزاده الياس است با اينكه موسي يك نفر است ولي برادر زاده و فرزند و برادر است خدا هم از يك حيث پدر و از يك حيث روح القدس و از حيث ديگر فرزند است.با اينكه خدا يكي است ولي از سه جهت سه فرد متفاوت است.با اين مثال تثليث مطرح مي شود و در نظر اول اين مثال بي عيب بنظر مي رسدولي با چند سوال مشخص مي شود كه اين مثال اصلا درست نيست و برعكس در خلاف جهت عقيده مسيحيان است با اينكه خودشان براي توجيه تثليث از اين مثال استفاده مي كنند. بررسي مثال:موسي شخصي است كه نسبت به كسي بنام پدر خانواده ،پسر و نسبت به كسي بنام عيسي ،برادر است و نسبت به هر كس ديگري عنواني را پيدا مي كند.اين قضيه صحيح است و ما هر روز با اين عنوانها برخورد مي كنيم سوال اينجا است كه چگونه اين مثال به خدا تطبيق داده مي شود؟ خدا نسبت به چه كسي پدر؟ و نسبت به چه كسي پسر؟ و نسبت به چه كسي روح القدس است؟ اگر سه خدا بود اين مسئله قابل تطبيق بود و آن وقت فساد ديگري در بحث بوجود مي آمد ولي وقتي خدا يكي است ديگر كساني غير از خداي واحد يافت نمي شود تا نسبيت مطرح شود و اصولا در نسبت دادن بايد حداقل دو شخص غير از هم موجود باشد.والا نسبت دادن بوجود نمي آيد. به عنوان مثال شما ني توانيد نسبت به خودتان پدر و باز نسبت به خودتان فرزند و باز نسبت به خودتان دايي باشيد . |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و سوم بهمن 1385ساعت 18:38 توسط ماهان سپری |
|
|
سلام به دوستان امروز می خواهم در مورد تثلیث مطلبی را به حضورتان برسانم : خداوند واحد است کتاب مقدس ميگويد : بشنو اي اسرائيل خداي ما يهوه ، يهوه ي واحد است در این قسمت تثلیث را از زبان مسیحیان معنی میکنیم: (1) تثلیث یعنی خداوند (2)واحد (3) متشکل است از پدر ، پسر و(4) روح القدس .(5) هرکدام اين سه به يک(6)(7)(8) اندازه خداوندند. تثليث در(9) تعداد خدا نيست بلکه در(10) ذات خداوند است.(11) هيچ کدام از پدر ، پسر و روح القدس به(12) همديگر تبديل نمي شوند.(13) چند سوال: خدا در کتاب مقدس بارها به وحدانیت خود اشاره کرده است مثل همین آیه ولی سوال اینجا است که چرا خداوند در مورد ذات خود در کتاب هیچ نگفته؟ آیا خداوند می خواست مردم در مورد ذاتش بی خبر باشند؟ مسلما یکی از ضروریات دین مسیح اعتقاد به تثلیث است . چرا خداوند مطلب به این مهمی را که در سرنوشت انسان تاثیر داشت در کتب آسمانی بیان نکرده است ؟ و چرا برای نسلهای گذشته هم ذات خود را معرفی نکرد ؟ حال می خواهیم این تعریف را بررسی کنیم (1) تثلیث یعنی این که خدا تشکیل یافته از سه عنصر پدر و پسر و روح القدس و معنی اش این است که خداوند مرکب است و می تواند تجزیه شود. (2) واحد متشکل از سه عنصر است.!!! (3) متشکل یعنی اینکه سه عنصر روی هم و باهم تشکیل یک خدا را می دهند:بعبارتی 1(پدر) + 1 (پسر) + 1 (روح القدس) = یهوه و در تعاریف تثلیث هیچ گاه و هیچ کسی این سه عنصر را در هم ضرب نکرده است و اگر کسی هم بگوید که این سه باید ضرب شوند باید دلیلی بیاورد که چگونه می توان سه شخص مستقل را در هم ضرب کرد.( هيچ کدام از پدر ، پسر و روح القدس به همديگر تبديل نمي شوند) (4) روح القدس موجودی است که حتی خود مسیحیان اعتقاد زیادی به خدا بودنش ندارند زیرا نه روح القدس گفته که من همان یهوه خدایتان هستم و نه عیسی ونه پدر گفته اند که روح القدس همان پدر یا پسر است. و حتی در دعاها نیز زیاد توجهی به او نمی شود و تنها از پدر و عیسی در دعاها یاد می کنند. (5) هر کدام از این سه موجود به تنهایی و استقلالا به یک اندازه خدایند پس سه خدا هستند منتها خدائیشان به یک اندازه است.1 (پدر) + 1 (پسر) + 1 (روح القدس) = یهوه یا =سه خدا؟؟؟ (6) این سه به یک اندازه خدایند و هرسه خصوصیات خدایی از جمله نامحدود بودن را دارند== پس سه خدای نامحدود در یک عالم محدود :بی نهایت + بی نهایت + بی نهایت= حلول کرده اند در یک جسم محدود بنام عیسی:در ضمن محال است که سه تا بی نهایت داشته باشیم آنوقت دیگر بی نهایت نیستند (7) این سه چون به یک اندازه خدایند پس وجود دو تای دیگر ضروری نیست و اگر نباشند خللی پیش نمی آید (8) سوال این است که چه ضرورتی است که باید ذات خدا از سه عنصر تشکیل یابد با این که این سه عنصر مزیتی بر هم ندارند؟ (9) تثلیث گفته شده که در مورد تعداد خدا نیست ولی ما سه شخصیت داریم و سه وجود که اتفاقا در ادامه تعریف گفته شده : . هيچ کدام از پدر ، پسر و روح القدس به همديگر تبديل نمي شوند. پس مشخص است که این سه جدا از هم هستند و این خود دلیلی بر سه بودن آنها است (10) گفته شده تثلیث در تعداد خدا نیست بلکه در ذات خداست پس ذات خدا سه تا است البته این مطلبی هست که تاکنون هیچ فیلسوفی نگفته که یک شیء می تواند دارای سه ذات باشد.در ضمن اگر دارای سه ذات است پس این سه ذات می توانند از هم جدا شوند . (11) این سه عنصر مخلوط هم نیستند و جدا از هم هستند پس باز می توانند از هم جدا شوند وهر کدام این قدرت را خواهند داشت که مستقلا خدایی کنند . (12) این سه اگر به هم تبدیل نشده اند پس چگونه باهم تشکیل یک خدا را می دهند ؟ یک شدن لازمه اش این است که سه عنصر خاصیت خود را از دست بدهند و متحد شوند . و گرنه اصلا اتحادی بوجود نمی آید (13) بر فرض که من و شما لائیک هستیم و کسی هم خدای مسیحیت را این گونه برای من و یاشما ترسیم کند آیا سخنان او را می پذیرید و به این گونه خدا ایمان می آورید؟؟؟ |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه هفدهم بهمن 1385ساعت 18:16 توسط ماهان سپری |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
انجیل متی 27 : 45 و از ساعت ششم تا ساعت نهم تاریكی تمام زمین را فرو گرفت. 46 و نزدیك به ساعت نهم عیسی به آواز بلند صدا زده گفت: “ایلی ایلی لَماسبقتِنی.” یعنی الهی الهی مرا چرا ترك كردی.....
هدف این وبلاگ باز شناسی مسیحیت می باشد از تمام دوستانی که در این زمینه تخصص دارند دعوت می شود معلومات و تحقیقات خود را در اختیار این وبلاگ قرار دهند .اجر این کار با خداوندمان باشد.منتظر یاریتان هستم. اما خودم: ماهان هستم فعلا کارشناسی ارشد ادیان ابراهیمی را در یک دانشگاه غیر انتفاعی می خونم. به رشته ام هم خیلی علاقمند هستم درواقع رشته ام و مطالعاتم جزء جدا نشدنی زندگی من هستند. |
|
RSS
|